بازگشت به سوی خدا

گرچه دوری از خدا اما ، خدایت با تو نزدیک است ...

الهی به امید تو

دوشنبه 29 اسفند 1390

نوروز آمد ...

نویسنده: بنده عاشق   

و باز هم گذشت

 سالی بر ما

و گردشی بر زمین

و اکسیری از عشق در سراسر گیتی احساس میشود

گویی همه چیز به استقبال تغییر آمده است

و در این لحظات ناب

دوست دارم با تمامی همرهان و هم دردانم سخن گویم

آنان که عهد بستند

و برای تغییر کوشیدند

حس زیبایی دارم از اینکه همراه با شما قدم در این راه نهادم

راهی که از اول آن را بازگشت به سوی خدا نامیدم

بازدید شما از وبلاگ خودتان ، نظرات خوبتان ، و مهم تر از همه عهدهای پاکی که در محضر خدا بستید و بخشی از آن

را در نظر سنجی وبلاگ نیز ثبت نمودید ، همه و همه یادآور سنگین تر شدن مسئولیت من و موهبت های بینظیر خدا به من بود

و اکنون زیباترین گنجینه ای را که میتوانستم در اینجا داشته باشم دارم

و از خداوند منان میخواهم توفیق وفای به عهد هایی که در این راه بسته شده و خواهد شد

لحظه لحظه هایی سرشار از یاد خدا را برایتان آرزومندم و امید دارم امسال بهتر درک کنیم آنچه بارها گفته ایم

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحال و الاحوال

حول حالنا الا احسن الحال'


پ . ن : تقدیم به دوستانی که تازه به جمع ما پیوسته اند

مولا علی (ع) میفرمایند :

مَن اُعْطِیَ التَّوبَةَ لَم یُحرَمِ القَبولَ

ومَن اُعْطِیَ الاسْتِغْفارَ لَم یُحرَمِ المَغفِرَةَ

 

هر کس توفیق توبه یافت از قبول شدن محروم نشود

 و هر کس توفیق استغفار یافت از آمرزش نومید نشود

  

دوشنبه 29 اسفند 1390

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز ...

نویسنده: بنده عاشق   

 دعا برای تعجیل در ظهور مولایمان مهدی و عنایت تلاش برای زمینه سازی و در رکاب او بودن را از یاد نبرید.یا حق

جمعه 19 اسفند 1390

و واجب تر ترک گناه ...

نویسنده: بنده عاشق   

از علی (ع) پرسیدند :

واجب چیست و واجب تر چیست؟
نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟
شگفت چیست و شگفت ترچیست؟
مشکل چیست و مشکلتر چیست؟

 حضرت پاسخ داد :

واجب اطاعت از خداست و واجب تر ترک گناه
نزدیک قیامت است و نزدیکتر مرگ

شگفت دنیاست و شگفت تر علاقه ی به دنیا
مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن

دوشنبه 15 اسفند 1390

فاطمه کیست ...

نویسنده: بنده عاشق   

... اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمتهای مریم را باز گویند که: "مریم مادر عیسی است".و من میخواستم به تقلید از بوسوئه چنین ستایشی از زهرا کنم و بازماندم که چه بگویم.خواستم بگویم در برابر همه این ستایشهائی که 1400 سال است به قول ماسینیون همه قبیله ها و نژاد ها بخصوص همه ملت های محروم ، همه طبقاتی که زیر ستم پایمال شدند و فاطمه را به عنوان منبع الهام عدالت خواهی و آزادی خواهی و جهاد در برابر ستم میستایند و ستوده اند ، در برابر همه اینها میخواستم بگویم که فاطمه دختر خدیجه بزرگ است دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه دختر محمد (ص) است.دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم فاطمه همسر علی است.دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم فاطمه مادر حسنین است دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است دیدم که فاطمه نیست.بالاتر از همه اینها خواستم بگویم فاطمه ام ابیهاست و باز دیدم که فاطمه نیست.نه ، این ها همه هست و این ، همۀ فاطمه نیست.
فاطمه فاطمه است.


بخشی از سخنرانی دکتر علی شریعتی و تصحیح آن توسط خود ایشان در کتاب فاطمه فاطمه است + 
جمله ای برگرفته از سخن رسول خدا که جای آن را بسیار خالی دیدم ( و بالاتر از همه اینها خواستم بگویم فاطمه ام ابیهاست و باز دیدم که فاطمه نیست )
سلام و رحمت خدا بر پیشوایم زهرا که حتی با گم نامی خویش در زمین نیز سند حقانیت و روشنگری به گستره تاریخ را برای تمام آیندگان به جای گذاشت . تا  هرانسان آزاده ای حتی اگر نتوانست و یا نگذاشتند که تو را بشناسد باز بتواند از خویش بپرسد که چرا قبر فاطمه ، دردانه پیامبر اسلام مخفی مانده است؟؟

و امروز بهتر میفهمم آنچه را بر دوشم نهاده اند.و ای بانوی من که کاش لیاقت حقیقی آن را داشتم که تو را مادر بنامم ، شاید در زمین گم نام باشی اما بدان که در اشک و اندیشه  قلب های شیعیانت همیشه آشِنا بوده ، هستی و خواهی ماند و نخواهیم گذاشت که هیچ چیز ما را از راه حق ، اسلام ناب محمدی و آرمانهایی که بزرگ ترین افراد تاریخ برای آن از خویش گذشته اند تا امروز به ما برسد دور سازد .و بدان که یوسفت را تنها نخواهیم گذاشت و تا ذره ذره جان خویش با او خواهیم ماند تا جهانی شدن این میراث عظیم.برایمان دعا کن

باشد که مایۀ شرم تو نباشیم ...

یکشنبه 14 اسفند 1390

به شیعیان ما علی ...

نویسنده: بنده عاشق   

سَیِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ .
 گناهى كه تو را پشیمان كند بهتر از كار نیكى است كه تو را به خود پسندى وا دارد.

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ
ارزش مرد به اندازة همت اوست ، و راستگویى او به میزان جوانمردى اش ، و شجاعت او به قدر ننگى است كه احساس مى كند ، و پاكدامنى او به اندازة غیرت اوست .
حکمت 46 و 47 نهج البلاغه

یکشنبه 14 اسفند 1390

زبونان ، خدا ، مومنان

نویسنده: بنده عاشق   

چقدر برایم عجیب بود وقتی این آیه را شنیدم و آن را بر عصر خودمان تطابق دادم:

وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِیرًا


شما را چه شده است که به کار زار نمیروید در راه خدا و مستضعفین از مرد و زن و بچه ،

آنان که میگویند :

خدایا ما را  از شهری که اهل آن ظالمند خارج ساز

و برای ما ولی و یاوری از نزد خویش قرار ده


به راستی ما را چه شده است؟

وظیفه سنگینی بر دوش است ...


پاورقی : مستضعف با ضعیف تفاوتی روشن دارد مستضعف کسی است که به خاطر ظلم دیگران زبون شده و این ضعف میتواند اقتصادی سیاسی اجتماعی فکری فرهنگی باشد و به نظر در دنیای امروزاستعمار نو و کهنه این موضوع را در بر میگیرد. 

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَجْ وَالْٰعافیَةَ وَ الْنَصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَعْْوانِه وَ اَنْصارِه وَالْمُسْتَشْهِدینَ بَیَْنَ یَدَیْهْ

یکشنبه 14 اسفند 1390

آنگاه که تو را میخوانم ...

نویسنده: بنده عاشق   


وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ


و چون بندگانم از تو درباره من پرسیدند :

همانا من نزدیکم

پاسخ میگویم دعوت دعاکننده را آنگاه که مرا بخواند

پس آنان نیز مرا اجابت کنند و بر من ایمان آورند

باشد که راه یابند

یکشنبه 14 اسفند 1390

حقیقتی از نماز ...

نویسنده: بنده عاشق   

ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنكر

عنکبوت 45

اینجا بود که یاد دو حدیثی افتادم که اوایل نوشتم ولی خیلی گذرا ازش رد شدیم

پیامبر (ص ) : من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم تزده من الله الا بعدا

هر کس که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد، هیچ بهره ای از نماز جز دوری از خدا حاصل نکرده است 

امام صادق (ع ) :من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاءو المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه

هرکس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته  به همان اندازه نمازش قبول شده است

شنبه 13 اسفند 1390

پرنده رفتنی است ...

نویسنده: بنده عاشق   

در میان آشفته بازار اندیشه هایی گران

و فریادهای بی امان در راه

گاهی باید ماند

و سکوت کرد

و این سکوت سنگین را بستری ساخت برای طوفانی بس عظیم که در راه است

گویی همه چیز باید دوباره آغاز گردد

آنگاه که در دادگاه خویش قرار میگرم

و لحظه ای برای فریب تکراری تاریخ ندارم

از فراموشی من گفتن ها

تا به خاطر آوردن آنچه آموخته ام

و آنچه تصمیم ساختم

هدف ، راه ، من ،  آنچه هست و باید باشد

حرفهایی که تنها دو کس میدانند :

خودم

 و خدایم

و سخت به او نیازمندم



پس از آن گمراهی بعید

امید من چون همیشه بر بخشایش اوست

و آغوشی که میپذیرد

آنان را که با هر آنچه در چنگ دارند در راه بازگشت میکوشند

میدانم که پس از چندی

 دیر یا زود

خواهم رفت

هر آنچه در راه بوده و هست بین من و خداست

و آنچه در من آغاز یابد در من پایان نمیپذیرد  

.
.
.

و در این لحظه ها نیز چون همیشه

در پیشگاه اویم

عهد ها بسته شد



پرنده رفتنی است ...










جمعه 12 اسفند 1390

علم

نویسنده: بنده عاشق   

علم، حیات اسلام و تکیه ‏گاه ایمان است
و هر کس علمى بیاموزد، خداوند پاداش او را تمام گرداند
و هر کس بیاموزد و عمل کند، خداوند، تعلیم دهد به او آنچه را که نمى‏داند.

حضرت رسول اکرم (ص)

شنبه 6 اسفند 1390

ایمان از زبان علی ع (بخش دوم)

نویسنده: بنده عاشق   

نتیجه گیری و تشریح با خودتون.من فقطا سعی کردم معنی کلاماتی که نیاز هست را با توجه به کتب آشنایان به  عربی بیارم تا پیام حضرت به روشنی نقل شه

الْإِیمَانُ عَلى اءَرْبَعِ دَعائِمَ

معمولا در فارسی «دعامة» را به ستون ترجمه می‌کنیم؛ اما در دعامة به خصوصیتی عنایت شده است و آن این است که مانع از مایل شدن و فروریختن است. «دعم» هم به معنای پشتیبانی و حمایت کردن است. به هر حال دعائم یعنی ستون هایی که در اطراف ساختمان یا سقف نصب می‌کنند تا مانع از ریزش آن شود.

عَلَى الصَّبْرِ وَالْیَقِینِ وَالْعَدْلِ وَالْجِهادِ

فَالصَّبْرُ مِنْها عَلى اءَرْبَعِ شُعَبٍ

عَلَى الشَّوْقِ وَالشَّفَقِ وَالزُّهْدِ وَالتَّرَقُّبِ

شفق  نقطه مقابل شوق و تقریبا به معنای ترس است

زهد  عدم دلبستگی و گسستن از دنیا و متعلقات است

ترقب  نزدیک به معنی انتظار کشیدن و چشم به آینده داشتن است.

 

فَمَنِ اشْتاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ

پس ، هر كه در او شوق بهشت باشد، از شهوات دورى جوید

 
وَ مَنْ اءَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّماتِ

و كسى كه از آتش دوزخ بترسد، از محرمات اجتناب مى نماید

 

وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهانَ بِالْمُصِیباتِ

و كسى كه در دنیا زهد ورزد ، مصائب بر او آسان مى شود.

 

وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ فِى الْخَیْراتِ.

و كسى كه مرگ را در پیش ببیند ، در خیرات مى شتابد.

 وَالْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ:

  عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ، وَ تَاءَوُّلِ الْحِكْمَةِ، وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ، وَ سُنَّةِ الْاءَوَّلِینَ،

  فطنه یعنی تیزهوشی و زیركی و تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ  یعنی فطانت و زیركى را وسیله بصیرت قرار دادن

فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَةِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ

پس کسی که با زیرکی نگریست حکمت برایش روشن میشود

و من تبینت له الحكمه عرف العبره ،
و كسى كه حكمت برایش آشکار گردید، عبرت را مى شناسد.

وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَاءَنَّمَا كَانَ فِى الْاءَوَّلِینَ.

و كسى كه عبرت را شناخت ، روش پیشینیان را مى شناسد.

وَ مَنْ عَرَفَ العبره  فَكَاءَنَّمَا كَانَ فِى الْاءَوَّلِینَ

و كسى كه عبرت را شناخت ، گویی با پیشینیان  بوده است

 

وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ :

 عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ، وَ غَوْرِ الْعِلْمِ، وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ، وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ،

«غائص» از ماده غوص به معنای فرورفتن در آب است. غواص کسی است که از سطح ظاهر آب می‌گذرد و در درون آب فرو می‌رود لذا غَائِصِ الْفَهْمِ فهم نافذ و نه فهم سطحی است.

غَوْرِ الْعِلْمِ علم ژرف و موشکاف

«زهره» به معنای زیبا و درخشان است و زُهْرَةِ الْحُكْمِ قضاوت و حکم زیباست

رَسَاخَةِ الْحِلْمِ  حلم وسیع و پایدار است.

«صَدَرَ» در مقابل «وَرَدَ» به کار می‌رود. در قدیم برای برداشت از آب نهر، ورودی‌هایی وجود داشت که از آن طریق بر سر آن می‌رفتند و آب بر می‌داشتند. به این ورودی‌ها شریعه می‌گویند. «شرایع» جمع شریعه و به معنای آب‌راه‌ها و آبشخور‌های نهر آب است. اگر کسی بر سر نهر برود می‌گویند: «وَرَدَ الشریعة؛ وارد شریعه شد» و وقتی از آب استفاده کند و بیرون بیاید می‌گویند: «صَدَرَ عَنِ الشریعة؛ از شریعه بیرون آمد».

فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ،

پس اگر کسی فهم نافذ داشت دانش ژرف پیدا میکند

 وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ،

و کسی که دانشى موشكاف به دست آرد از سرچشمه حکم (سرشار از احکام ) خارج میشود

 وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِی اءَمْرِهِ وَ عَاشَ فِی النَّاسِ حَمِیدا.

و هر كس حلم ورزد، در كار خود كوتاهى نكند و در میان مردم ستوده زندگى كند.

 

وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ :

عَلَى الْاءَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ

كلمه «جهاد» از كلمه «جهد» گرفته شده است. جهد به معنای «تلاش و کوشش كردن» است. ماده جهد وقتی به باب مفاعله می‌رود مصدر آن «مجاهده» و «جهاد» می‌شود و حتما این نكته در آن لحاظ می‌شود كه دو نفر رویاروی هم هستند و علیه یکدیگر تلاش می‌كنند یا دست‌کم یكی تلاش می‌كند كه بر دیگری غالب شود.

در اینجا جهاد در معنای لغوی‌‌ آن، که در قرآن و روایات به کار رفته اعم از هر نوع تلاشی است که علیه دشمن بیرونی ویا علیه نفس انجام گیرد.

واژه «مواطن» ظاهرا از قرآن اقتباس شده است که می‌فرماید: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَةٍ؛ خداوند شما را در موقف‌های زیادی یاری کرد که در آن آیه موقف‌های نظامی است.صدق شامل راستی و همچنین وفای به عهد می‌شود پس اینجا الصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ یعنی  وفاداری به پیمان جهاد در میدان مبارزه است.

(شنآن الفاسقین) دشمنی ( توأم با تندی) با فاسقان است.

 واژه «شنآن» در خود قرآن به کار رفته است  و اصل معنی را که حدود معنای دشمنی است در یابید. قرآن می‌فرماید: وَ لاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ على أَلاَّ تَعْدِلُواْ؛ مبادا دشمنی‌ شما با قومی موجب انحراف درعدالت شود.

 

فَمَنْ اءَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ،

پس هر کس امربه‌معروف کند پشت مؤمنان را محكم کرده است

وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ اءَرْغَمَ اءُنُوفَ الْمُنافِقِینَ،

و کسی که نهی‌ازمنکر ‌کند بینی کافران را به خاک مالیده است

 وَ مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَیْهِ

هر كس در میدان هاى مبارزه به عهدش وفا کند، هر چه بر عهده اوست انجام داده است

 وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ اءَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.

و هر كس با فاسقان دشمنی کند و براى خدا خشم آرد، خدا براى او خشم آرد و روز قیامت خشنودش سازد.

شنبه 6 اسفند 1390

ایمان ...

نویسنده: بنده عاشق   

در پی مطلب قبل ، معنای ایمان در نگاه علی (ع) را بررسی خواهیم نمود که طی آن صبر و یقین و عدل و جهاد نیز آشنا خواهیم شد.ابتدا خطبه مولا علی را در این مورد می آورم.یکی از اشتباهاتی که خود من انجام میدادم این بود که به متن عربی یعنی اصل صحبت ایشان خیلی کمتر از ترجمه توجه میکردم و برداشت هایم بیشتر از روی آن ها بود اما با توجه به همه کمبودهایی که در ترجمه است امیدوارم شما این اشتباه را تکرار نکنید.انتخاب کلمه به کلمه چنین سخنانی نیاز به تامل دارد و دیگران باید ما را در برداشت کمک کنند و نه محدود یا گمراه.

الْإِیمَانُ عَلى اءَرْبَعِ دَعائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ وَالْیَقِینِ وَالْعَدْلِ وَالْجِهادِ.
فَالصَّبْرُ مِنْها عَلى اءَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الشَّوْقِ وَالشَّفَقِ وَالزُّهْدِ وَالتَّرَقُّبِ، فَمَنِ اشْتاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ اءَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّماتِ، وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهانَ بِالْمُصِیباتِ، وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ فِى الْخَیْراتِ.
وَالْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ، وَ تَاءَوُّلِ الْحِكْمَةِ، وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ، وَ سُنَّةِ الْاءَوَّلِینَ، فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَةِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ، وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ، وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَاءَنَّمَا كَانَ فِى الْاءَوَّلِینَ.
وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ، وَ غَوْرِ الْعِلْمِ، وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ، وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ، فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ، وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ، وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِی اءَمْرِهِ وَ عَاشَ فِی النَّاسِ حَمِیدا.
وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْاءَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ، فَمَنْ اءَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ، وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ اءَرْغَمَ اءُنُوفَ الْمُنافِقِینَ، وَ مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَیْهِ، وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ اءَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.
وَالْكُفْرُ عَلَى اءَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى التَّعَمُّقِ، وَالتَّنَازُعِ، وَالزَّیْغِ، وَالشِّقَاقِ، فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ إِلَى الْحَقِّ، وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ، وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ، وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّیِّئَةُ، وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلاَلَةِ، وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَیْهِ طُرُقُهُ، وَ اءَعْضَلَ عَلَیْهِ اءَمْرُهُ، وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ.
وَالشَّكُّ عَلَى اءَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى التَّمَارِی ، وَالْهَوْلِ وَالتَّرَدُّدِ، وَالاِسْتِسْلاَمِ، فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَیْدَنا لَمْ یُصْبِحْ لَیْلُهُ، وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَیْنَ یَدَیْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَیْهِ، وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِی الرَّیْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّیَاطِینِ، وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ هَلَكَ فِیهِمَا.

جمعه 5 اسفند 1390

پرچم داران جبهه حق در فتنه ها

نویسنده: بنده عاشق   

وَ لاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إِلاَّ أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ

و این پرچم را جز { اهل بصیرت و صبر و آگاه از مواضع حق } حمل نخواهند کرد

 پرچم چیست ؟ پرچم نماد یک جبهه و بالا بودن اون نشان ازاین است که سپاه هنوز پابرجاست .و همیشه پرچم را به افراد ممتاز سپاه میسپردند . طبق احادیث بسیاری بزرگترین فتنه ها در آخرالزمان است و در آن زمان کسانی میتوانند در این جنگ همه جانبه ، پرچم دار جبهه حق , و یا بهتر است بگوییم پرچم دار وجهی از این جبهه باشند که اهل سه چیز باشند .بین اینا و اومده چون این سه تکمیل کننده هم هستن و باید با هم باشن.ما اهل چیزی بودن رو خوب میفهمیم پس نیازی به توضیح ندارد

اهل سه چیز باشند
اهل بصر
اهل صبر
اهل علم به مواضع حق

ّبرداشت من از این جمله چنین است.
بصیرت یعنی ژرف نگریستن و بینش عمیق.نه همان نظر عادی.یعنی آنچه بسیاری نمیبینند و یا در آینده خواهند دید را ببینی.
 

در بروز فتنه ها بخصوص در آخرالزمان که حق و باطل در هم آمیخته میشود

صبر :در مطلب بعد بیشتر در مورد صبر در یکی از خطبه های حضرت علی صحبت خواهیم کرد.صبر انتظار و ... همه کلماتی است که بسیاری از ما آن را خوب معنی نمیکنیم.

علم به مواضع حق : میتواند مربوط به شناخت جبهه حق و مواضع آن باشد و کاربرد آن موضع گیری ها و همچنین استفاده از تمام پتانسیل های این جبهه در آن باشد.همچنین اگر مواضع حق را شناختی میتوانی ، با حق و باطل بودن افراد را در موضع گیری هاشان تشخیص دهی.خصوصا در مورد نفوذی ها و خودفروخته ها.

چهارشنبه 3 اسفند 1390

علی (ع) فرمود :

نویسنده: بنده عاشق   

به هر چیز در دنیا بیشتر انس داری، زیادتر از آن بترس

دانشی که تو را اصلاح نکند، گمراهی است

هنگامی که هوس ها بر عقل چیره شوند، انسان به پرتگاه ها کشیده می شود

درباره آنچه از آن شناختی نداری، سخن مگوی

 مؤمن را شادی در جبین است و اندوه در دل 


چهارشنبه 3 اسفند 1390

آنچه علی گفت و زندگی ها را تغییر داد ...

نویسنده: بنده عاشق   

دو چیز را هرگز فراموش مکن :

خدا

مرگ

دو چیز را زود فراموش کن:

بدی دیگران در حق تو

 خوبی خودت در حق دیگران

پ . ن : وصیتی برای لحظه لحظه زدگی تقدیم به آنان که بدنبال تغییرند.کاش آن را از زبان مولا میشنیدیم تا به سادگی همه حرفهای گهرباری که از یادمان میروند فراموش نگردد.یادداشت کلمه ایست که خیلی دوستش دارم زیرا این حقیقت را برایم تکرار میکند که بسیاری از آنچه امروز فرا گرفته ام را چندی بعد از یاد خواهم برد زیرا آن زمان که باید آن را به کار نبسته ام ...
بعضی حرف ها ارزش یادداشت کردن دارند.بعضی ها را باید بسیار تکرار کرد.بعضی درس هاست که زندگی بسیاری را تغییر خواهد داد.کاش هر کس آنچه می آموخت را مینوشت.افسوس که ما چنین درسهایی را نه تنها از دیگران ، بلکه از خویش نیز دریغ میکنیم ...

در پناه حق باشید

چهارشنبه 3 اسفند 1390

سفری می باید ...

نویسنده: بنده عاشق   

عازم یک سفرم

سفری دور  به جایی نزدیک

سفری ازخود من تا به خودم

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست

وامیدم به خداوندی اوست ...

دوشنبه 1 اسفند 1390

کلام تو چه خواهد بود

نویسنده: بنده عاشق   

O me O life of the questions
of these recurring

Of the endless trains
of the faithless

Of cities filled
with the foolish

What good amid these
O me O life

"Answer:
That you are here.

That life exists
and identity

That the powerful play
goes on

and you may contribute
a verse

.
.
.
What will your verse be

ای من ، ای زندگی
در میان این همه پرسش های پرتکرار 
در میان زنجیر بی پایان بی ایمانان
و در شهرهای آکنده از ابلهان
به چه باید دل خوش کرد ؟
ای من ، ای زندگی 

پاسخ :

به اینکه تو اینجایی
که زندگی هست
و هویت
که نمایش بزرگ همچنان پابرجاست
تا تو نیز کلامی بر آن بیفزایی
.
.
.
کلام تو چه خواهد بود

شنبه 29 بهمن 1390

انسان ...

نویسنده: بنده عاشق   


از خاک تا خاک داستانی عجیب است


آفریدن برترین از پست ترین ها 

عناصری که جمود و پستی را در بر دارند


و خدا از روح خویش در آنها میدمد


خدا بر خویشتن آفرین میراند


خلیفه خدا در زمین آفریده شده است


جواب فسادی که فرشتگان میگویند چیزی است که آنان نمیدانند

داستان ها در کنار هم می آید


غرور اولین حماقت تاریخ است

لغزش ها ترسیم میشود

و انسان چگونگی بازگشت را می آموزد


عهدها بسته میشود


به او گفته شد تا از یاد مبرد

که برای خداست و به سوی او نیز باز میگردد 

 

و مرگ

قدمی از این راه است

آنچه زیاد گفته و کم باور داشته ایم ...


زیباست سخن آنکه میفهمد


"نفس های انسان قدم های او به سوی مرگ است"


و به دوزخیان گفته میشود

الم اعهد یا بنی آدم ...


و افسوس که خیلی زود دیر میشود


بسیاری از جن و انس در آتشند


ترتیب و همراهی سبب ها دارد

بزرگترین دشمن انسان


خود اوست


و دشمن آشکارش از جن


و باید از شیاطین جن و انس بر خدا پناه ببرد


.

.
.




امانتی سخت بر دوش است ...

پنجشنبه 20 بهمن 1390

بزرگترین ...

نویسنده: بنده عاشق   

حضرت علی (ع) فرمودند:
بزرگ‌ترین گناه، ترس از غیر خداست.
بزرگ‌ترین تفریح، کسب حلال و کار خوب است.
بزرگ‌ترین بلا از خدا ناامید شدن است.
بزرگ‌ترین شجاعت، صبر برای خداست.
بزرگ‌ترین استاد گوش دادن به حرف و تجربه است.
بزرگ‌ترین اسرار یاد مرگ است.
بزرگ‌ترین افتخار تسلیم خدا و ایمان به اوست.
بزرگ‌ترین سود، کار خداپسند و فرزند نیک است.
بزرگ‌ترین هدیه، گذشت کردن
به یکدیگراست. 
بزرگ‌ترین سرمایه اعتماد به خدا و مسلط بودن بر نفس اماره است.

پنجشنبه 20 بهمن 1390

حرکت به سوی میلاد کمال ...

نویسنده: بنده عاشق   

امروز را نه برای آنچه سالها گفته اند تا گرامیش بدارند بلکه برای میلاد پیام آوری که

{توانست امتی را تشکیل دهد که نه میلاد پیامبر، نه فتوحات بزرگ و نه حتی بعثت ، بلکه هجرت (1) را مبنای تاریخ خویش قرار دادند تا حرکت ، دوری از ماندن و درجا زدن ، و ایجاد امت را ( که در نام خویش حرکت و همچنین راهبر آن امام را در بر دارد) به عنوان بزرگترین افتخار خویش و یادگار عظیمی برای آیندگان به جای گذاشتند}

گرامی میدارم

و این روز بزرگ را به تمام آنان که در تولد پیامبرشان برای تولد  دوباره خود و امتشان می کوشند و در عصر خویش از آنچه باید (فردی و اجتماعی ) هجرت میکنند و برای حرکت _ یا بهتر است بگویم ابتدا تولدی دیگر و سپس حرکت _ امت اسلام به سوی آرمان هایش عهد خویش را به جای می آورند تبریک میگویم

به امید شناخت ، حرکت و کوشش توءام با آن یعنی والاترین نوع هجرت برای ظهور امام پس از این همه سال هجر ...

میلاد نور مبارک

(1) پیشنهاد علی(ع) که خوشبختانه از آن استقبال شد و جای بسی تامل دارد

 

 

 

جمعه 7 بهمن 1390

بیا تا بیاید ...

نویسنده: بنده عاشق   

جای دوری نمیخواهم روم

حرفی دارم که غریب نیست 

درد من از خودی هاست 

...

اگر شیعیان ما_ که خدوند ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد_ یکپارچه شوند و با دلهای

متّحد و بهم پیوسته به عهد خویش با ما وفا میکردند هرگز سعادت دیدار ما از آنان

به تاخیر نمی افتادو با سرعتی عجیب سعادت محضر ما را درک میکردند و زودتر از

این به دیدار ما نایل میشدند وآن چیزی که مارا از آنان دور کرده و محروم نموده

گناهان و خطاهائی است که مرتکب میشوند و

ما چنین انتظار و توقعی از آنان نداشتیم ...

بخشی از نامه منسوب به ولی عصر به شیخ مفید

مگذاریم مهدی نیز غریب زمان باشد ...

جمعه 7 بهمن 1390

همراه با دوست ...

نویسنده: بنده عاشق   

یا حبیب من لا حبیب له

 یا طبیب من لا طبیب له

 یا مجیب من لا مجیب له 

 یا شفیق من لا شفیق له

 یا رفیق من لا رفیق له

 یا مغیث من لا مغیث له  ای پناه آن کس که پناهی ندارد

 یا دلیل من لا دلیل له

 یا انیس من لا انیس له

 یا راحم من لا راحم له

یا صاحب من لا صاحب له

 ... ( هرچه میخواهد دل تنگت بگو )

جمعه 7 بهمن 1390

چند روز دیگر اینجایم ...

نویسنده: بنده عاشق   

انسانها چه زود فراموش میکنند برای مدتی محدود میهمان دنیایند؛

بنا میکنند آنچه را در آن سکونت نمیکنند

جمع میکنند، آنچه را که نمیخورند.

و آرزو میکنند، آنچه را که به آن نمیرسند.

حضرت محمد ص 


جمعه 7 بهمن 1390

بزرگ شدیم یا کوچک ...

نویسنده: بنده عاشق   

دلم تنگ شده است برای پاکی های کودکی 

آنجا که نقابی بر چهره ها نبود

کینه ای در دل نمیماند

و همه چیز با یک لبخند فراموش میشد

آنجا که هنوز آدم بودیم تا آدم نما ....



جمعه 7 بهمن 1390

پندهایی از امیر المومنین

نویسنده: بنده عاشق   

ای مالک 


اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،


فردا به آن چشم نگاهش نکن،


شاید سحر توبه کرده باشد 


و تو ندانی..........


و تو ندانی......


و تو ندانی...


و تو ندانی


توبه پشیمانی است به دل ، و طلب امرزش است به زبان ،و ترک کردن است به اعضا ، و قصد عدم بازگشت به معصیت می باشد


این دنیا نیست که تو را فریب داده است ، بلکه این تو هستی که فریب دنیا را خورده ای

  رسول خدا (ص) : علامت اهل یقین شش چیز است :
 1- یقین به داشتن پروردگار و یکتائی او پس تلاش برای جلب محبت او
 2- یقین به مرگ پس دور اندیشی و آماده شدن برای آن
 3- یقین به زنده شدن پس از مرگ پس ترس از رسوائی
 4- یقین به بهشت شوق برای دیدار آن
 5- یقین به آتش جهنم پس تلاش برای نجات از آن
 6- یقین به حساب و کتاب و سنجش اعمال پس محاسبه نمودن اعمال خویش پیش از رسیدن مرگ.  

کلام نور جلد 1 صفحه 249

دوشنبه 3 بهمن 1390

وصیتی مختصر ...

نویسنده: بنده عاشق   


مردی به نام ابو ایوب انصاری خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد :

یا رسول الله (ص)! به من وصیتی فرما که مختصر و کوتاه باشد تا آن را به خاطر بسپارم و به آن عمل کنم .

پیامبر (ص) فرمودند پنج سفارش می کنم : 

۱) از آنچه در دست مردم است ناامید باش که این ثروت است

۲) از طمع پرهیز کن ؛ زیرا طمع ، فقر حاضر است .

۳) نمازت را چنان بخوان که گویا آخرین نماز تو است و زنده نخواهی ماند تا نماز بعدی را بخوانی

۴) از انجام کاری که بعداً نخواهی به ناچار از آن پوزش طلبی ، بپرهیز.

۵) برای برادرت همان چیزی را دوست بدار که برای خودت دوست می داری

( داستانهای بحارالانوار ،ترجمه محمود ناصری ، انتشارات دارثقلین، ج ۱ ، ص ۷۷ ) 

.

.

.

گاهی افسوس میخورم که کاش امامم غایب نبود تا خدمتش میرسیدم و از او وصیتی میخواستم ،

میخواهم وصیت پیامبر را جایگزین نداشته هایم کنم ،اکنون دردها کمی سکون می یابد . و میبینم که از حرف تا عمل چقدر فاصله دارم ...


شنبه 1 بهمن 1390

مناجات

نویسنده: بنده عاشق   

خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم

و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى

تو آنچنانى‏ كه دوست دارم ، مرا هم چنان كن كه دوست دارى

لَهِی كَفَى بِی عِزّا أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْدا وَ كَفَى بِی فَخْرا أَنْ تَكُونَ لِی رَبّا أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی كَمَا تُحِبُّ

هرگاه کلامی ارزشمند یافتی آن را از زبان و قلب خویش بخوان

مناجات را آنگونه بخوان که خود در حال مناجات با خدا هستی ،جان و دل بسپار و بیندیش که چه میگویی و چرا ..
.

متن عربی و ترجمان فارسی مناجات منظوم ، تقدیم به آنان که برای توبه آمده اند ...

سه شنبه 27 دی 1390

بازگرد ...

نویسنده: بنده عاشق   

میخواهم از زبان پیامبر خدا با تو سخن گویم :

خوشا چهره ای که خداوند به آن می نگرد در حالی که از ترس خدا بر گناهی که کرده و جز او کسی از آن آگاه نیست می گرید.  

طُوبَی لِصُورَةٍ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهَا تَبْکِی عَلَی ذَنْبٍ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَی ذَلِکَ الذَّنْبِ غَیْرُهُ،  
وسائل‌الشیعة، ج 15، ص 225 


دوشنبه 26 دی 1390

ما و مهدویت ...

نویسنده: بنده عاشق   

 امروز تلاش ما ، چقدر با مهدویت _ و آرمانهای آن که به وسعت تاریخ بشریت است _ تناسب دارد !؟

چقدر امام زمانمان را میشناسیم و برای ظهور او تلاش میکنیم ؟

جای تاسف است که امروز دشمنان این حرکت الهی و تلاش آنها برای جلوگیری از رخداد آن ، بسیار متحد و یکسویند اما ما تلاشی نمیکنیم و هنوز غرق در تفرقه های خویش هستیم.

البته پس از آن همه کاستی های تاسف انگیز ، در یکی دو سال اخیر جنبش ها و خیزش های خودجوش جوانان بیدار این مرز و بوم بار دیگر امید را در دل ها زنده کرده است و ندای شروع تحولی عظیم که این بار در مرزها محصور نمی ماند را به گوش میرساند. اگر تاکید من روی جوانان است زیرا بیشترجوان است که نیاز به تحول را درک میکند و به جای گریختن از تغییر ، در پی آن میدود. تحولی چنین نیاز به اندیشه ، بینش ، همیت ، غیرت ، ایثاری کم نظیر و تلاشی بی وقفه  دارد که با روح جوان سازگارتر است.یکی از جنبه هایی که مهدویت را به یک تحول انسان ساز کم نظیر تبدیل میکند ویژگیهای رهروان آن و آرمانهای آنان است. کسانی در این راه قدم میگذارند که نیاز به تغییر را احساس میکنند.کسانی که مسئولیتی خطیر را بر دوش خود احساس میکنند.کسانی که دردهایی مشترک دارند که در خودشان محصور نیست و لذا برای درمان آنها حاضرند از خویش نیز بگذرند.کسانی که بزرگی را نه در تحقیریا در بند کشیدن دیگران بلکه در پیشرفت و شایستگی بشریت میبینند. این راه ، راه حماقت ها و خودخواهی های بزرگ و کوچک همیشگی بشر نیست چرا که تمام آرمانهای تلاشگران آن دقیقاً نقطه مخالف این خودخواهی ها و ریاست طلبی ها است و صاحب این پرچم با تمام ویژگیهایش نیز مشخص است و فریبکاران پیش او جایی نخواهند داشت. حتمی بودن وقوع و به ثمر رسیدن این حرکت مقدس دیگر ویژگی این حرکت است چرا که وعده الهی است و خداوند در وعده اش تخلف نمیکند.لذا انسانی که در این راه قدم میگذارد اطمینان دارد که این تلاش ها به هدر نخواهد رفت.و ویژگی بینظیر این حرکت همان نزدیک دیدن وقوع و به بار نشستن آن است که همه اینها آتش امید و انگیزه و نیاز به تلاش را در وجود آدمی شعله ورتر میسازد .رهروان این راه با این آرمان ها و جهادی که در این راه میکنند تا جایی پیش میروند که به سبب ایجاد آمادگی در خودشان علاوه بر حضور ، شایستگی ظهور حجت خدا را پیدا میکنند و خداوند حجت خویش را به میان آنان باز میگرداند و آنجاست که پس از قرن ها ،بار دیگر آرمان های الهی و نتایج آن اما این بار در سراسر زمین گسترده میگردد.

 تا این لحظه واژه انتظار را به کار نبردم زیرا سالهاست معنای حرکت را از آن گرفته و معنای نشستن را جایگزین آن کرده اند.حال میتوانید بازگردید و « انتظار» را { در هرآنجا که از پیمودن راه ، حرکت ، تلاش ( و بهتر است بگوییم جهاد ) و تغییر به سوی شایستگی در پیشگاه خداوند متعال است } جایگزین نمایید که این ، همان منتظر بودن واقعی است. شناخت خود را از آرمانهای مهدویت و اینکه برای تحقق آنان چه باید کرد بالا ببریم که همانا بخشی اعظمی از شناخت امام عصر و نقش منتظران همین است .شناختی که پیامبر فرمود من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه 

free counters

پندهایی از مولا علی (ع)

شفقت با مردم ، احترام به والدین ، دلجویی از غریبان ، تفکر در امور ، اندازه در معاش ، تقدم بر سلام ، شکر بر نعمت ، ادب در کلام ، مصاحبت با نیکان ، عطا در مقام ، پرهیز از خشم ، پایداری در حوادث ، دوری از کبر ، ایثار بر مساکین ، توکل در امور ، ملایمت با جهال ، اصرار در اطاعت ، مخالفت با نفس ، راستی در گفتار ، نظافت در پوشش ، خدمت به خلق ، خوشرویی با عیال ، سرعت در خیر ، جوانمردی با مغلوب ، تأمل در جواب ، قصور در شهوت ، امداد بر مظلوم ، عیادت از مریض ، صبر در مصائب ، سعی در اخلاص ، اجتناب از غیبت ، دوری از بخل ، دادرسی در قضا ، عفو با قدرت ، تعطیل در انتقام ، اکرام بر میهمان ، نوازش بر ایتام ، استقامت در کار ، عطا در مقام

نویسندگان

نظرسنجی

    هدیه تو به خود ، خدا و امام زمانت چیست؟(قولیست بین تو به هر کدام از آنها که بخواهی){انتخاب چند گزینه نیز ممکن است}










  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


design : imjava