تبلیغات
بازگشت به سوی خدا - مطالب مهر 1390

بازگشت به سوی خدا

گرچه دوری از خدا اما ، خدایت با تو نزدیک است ...

الهی به امید تو

چه انتظار عجیبی !

تو بین منتظرانت هم ...

مهربان من چه غریبی

عجیب‌تر که چه آسان ، نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشسته ایم

نه کوششی ، نه وفایی ...

فقط نشستیم و گفتیم :

خدا کند که بیایی ...

پنجشنبه 28 مهر 1390

به امید طلوع عشق ...

نویسنده: بنده عاشق   

 

و چه حس زیبایی دارد سحر.

هیچ از خود پرسیده ای چرا زمان دعاهای ظهور عشق سحرگاه است ؟آری میدانم بهترین زمان برای بهترین دعاها سحرگاهان است.اما یادمان نرود که برای طلوعش ، باید قبل از آن ، از خواب بیدار شوی ...

طلوع لحظه ای است که پاکی اشک ها بسان شبنم هاست ...

آری بیدار باش و با پروردگاری راز و نیازت را بگو که عشق مطلق است.سرشار از شور خود را برای عشق مهیا کن تا طلوع آن را در وجودت ببینی ...

باشد که روزی عاشق خدا شویم ...

لحظه ای درنگ! اندیشیده ای چرا بعد از دعا دستان خود را به صورت خویش میکشیم؟ زیرا این دست ها به سوی نور الهی بلند شده است.کاش حرمت این دستان و نورش را نگه داریم و یادمان نرود چه چیزی از خدا خواسته ایم.کاش عظمت دعا را درک کنیم

باز هم باید به یاد آوریم : هر تغییری از خودسازی شروع میشود ...

پ.ن : التماس دعا در سحرگاهان عشق

دوشنبه 18 مهر 1390

التماس دعا ...

نویسنده: بنده عاشق   

لطفا همراه دعاهای سبزتون پیش خدای مهربون واسه معجزه شفای برادر یکی از همراهان عزیزمون هم دعا کنید.

پروردگارا به عظمتت ، به حق مادرم فاطمه قسمت میدهم که دست بندگانی که تنها به سوی تو خواهشی دارند را بگیری و رحمت و شفای خود را نصیب آنان گردانی.امید ما تنها به توست تا هر آنچه خیر است پیش بیاید.آمین

ممنون از همراهیتون

 

یکشنبه 17 مهر 1390

باران ببار دلم هوای احساس دارد ...

نویسنده: بنده عاشق   

بعضی باران را حس میکنند و بعضی تنها خیس میشوند

چتر دلت را باز کن . باران زیباست ...

چتر ها را باید بست 

 زیر باران باید رفت

فكر را ، خاطره را زیر باران باید برد 

 با همه مردم شهر 

 زیر باران باید رفت

دوست را

زیر باران باید دید

عشق را زیر باران باید جست

 

دلم برای نم نم عشقت تنگ است خدا ...

پ.ن :

باشد که باران عشقش را حس کنیم ...

 

یکشنبه 17 مهر 1390

خدا ...

نویسنده: بنده عاشق   

کاش لحظه ای آفریدگان را جای نشین آفریدگار نکنیم ...

شنبه 16 مهر 1390

تبریک

نویسنده: بنده عاشق   

خوب این روزا روزای خیلی خوبیه و وقته شادی و مثل همیشه سپاس خداست.

 فردا تولد امام رضا و امروزم که جشن مهرگان و روز مهر که به همه شما شیعیان ایران زمین تبریک میگم

در پناه حق همیشه موفق باشید

راسی در مورد آهنگ یا سخنرانی گذاشتن واسه وبلاگمون هم نظر بدید .ممنون

البته سعی میکنم گاه گاه تغییر کنه.

بیایید با هم بیندیشیم ...

اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، او را از ترس خدا خاشع و متلاشی شده می دیدی. حشر آیه ۲۱

ما انسان را آفریدیم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانیم، و ما از شاهرگ (او) به او نزدیكتریم ! ق آیه ۱۶

بسا چیزى را ناخوش داشته باشید كه آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید كه به زیان شماست، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید. بقره آیه ۲۱۶

و چون بندگان من از تو در باره‏ى من بپرسند،بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم . بقره آیه ۱۸۶

نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارائی خود را در راه دوستی خدا به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و رهگذاران و گدایان بدهد و هم خود را در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز بپا دارد و زکات مال به مستحق برساند و با هر که عهد بسته به موقع خود وفا کند و در کار زار و سختیها صبور و شکیبا باشد و بوقت رنج و تعب صبر پیشه کند کسانیکه بدین اوصاف آراسته اند آنها به حقیقت راستگویان و آنها پرهیزکارانند. بقره آیه ۱۷۷

 

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است.بقره آیه ۱۵۳

 

آیا ندانسته ای که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است می داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نیست مگز اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این و نه بیشتر . مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده اند آگاه خواهد گردانید. زیرا خدا به هر چیزی داناست. مجادله آیه ۷

 

مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم . غافر آیه ۶۰

 

خدایی جز او نیست، پس از درگاه او به کجا می روید؟ زمر آیه ۶

اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. زمر آیه ۵۳

 

آیا خدا برای بنده اش كافی نیست؟ زمر آیه ۳۶

اگر می خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی شود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند. آل عمران آیه ۱۵۹

 

قطعا بدترین جنبندگان نزد خداوند، کرها و لالهایی هستند که نمی اندیشند. انفال آیه ۲۲

 

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است‏، ایمان نیاوریم‏،در حالى كه آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!  مائده آیه ۸۴

 

بندگان رحمان‏ (خاص خداوند) ،كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمین راه مى‏روند؛وهنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏گویند (و با بى‏اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند)؛ فرقان آیه ۶۳

 

از رحمت خدا مایوس نشوید،که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مایوس مى‏شوند! یوسف آیه ۸۷

 

تمام اعمالی که انجام می دهیم، حتی اگر ذره ای و مثقالی باشد، به خودمان باز می گردد و بازتابش آنها را در زندگی خواهیم دید. زلزال آیه ۷

 

فرارسیدن قیامت در (بر اهل) آسمانها و زمین، سنگین و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به یکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد. اعراف آیه 187

او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏گیرد; و از آنچه در روز كرده‏اید، با خبر است; سپس در روز شما را (از خواب) برمى‏انگیزد; و (این وضع همچنان ادامه مى‏یابد) تا سرآمد معینى فرا رسد; سپس بازگشت شما به سوى اوست; و سپس شما را از آنچه عمل مى‏كردید، با خبر مى‏سازد. انعام آیه ۶۰

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷

 

بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی، و تجمل پرستی و تفاخر در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است . حدید آیه ۲۰

 

ما آیات (خود) را برای شما بیان كردیم شاید اندیشه كنید...

جمعه 15 مهر 1390

مادرم فاطمه الزهرا ...

نویسنده: بنده عاشق   

سلام مادر

دستم خالیست و دلم پر از حسرت و چشمم پر از اشک

برایم دعایی کن. دعایی از سر مهر.دعای ...

امشب دلم از یاد غم تو و مولایم غمین است.دوست دارم با خودت حرف بزنم تا آرام گیرم.یاد زمان های شوم و پلید ...

آنگاه که برای آنان که چشم و گوششان را به حقیقت بسته بودند سخت سخن راندی.آنگاه که در خانه پاره تن پیامبر را آتش زدند و بی اجازه وارد خانه ات شدند.آنگاه که بر پهلوی تو شمیشیر و بر بازویت تازیانه زدند.آنگاه که رسول خدا و حرف هایش را برایشان یادآوری کردی و با بلند ترین صدایت فریاد زدی ای پدر ابوبكر و عمر بعد از تو با بازماندگانت بد رفتاری كردند در حالی كه هنوز چشمان تو در قبرت باز نشده است و این سخنان را با بلند ترین صدایت ندا نمودی.آنگاه که علی از درون خرد شد ولی خویشتن داری کرد.آنگاه که عمر را بر زمین زد اما به یاد سخن پیامبر افتاد و به عمر گفت ای پسر صهاك ، قسم به آنكه محمد را به پیامبری مبعوث نمود اگر نبود مقدری كه از طرف خداوند گذشته و عهدی كه پیامبر با من نموده می دانستی كه تو نمی توانی به خانه من داخل شوی.آنگاه که خود را میان خودت و شوهرت قرار دادی تازیانه ات زدند و تو را به چهارچوب در کشانده و در را فشار دادند تا استخوانی از پهلویت شکست و جنینت سقط شد.تازیانه ای که تا لحظه مرگ اثر آن بود.آنگاه که در اثر آن با غم و رنج در بستر بودی تا شهید شدی.آنگاه که شبانه  و مخفیانه تو را دفن کردند و طبق وصیتت بر جنازه و دفن و نماز بر تو احدی از دشمنان خدا حاضر نشد

آری مقدر خدا اینگونه بود ...

مادرم برای ما دعا کن.به تو متوسل میشویم و خداوند را به حقت قسم میدهیم  و از او میخواهیم تا ما را از یاوران یوسفت قرار دهد و توفیق تلاش در این راه را داشته باشیم.عاجزانه از پروردگارمان میخواهیم که گناهان ما را ببخشاید و توفیق بندگی یابیم تا نزد او روسیاه نباشیم.دعایی از سر نیاز پیش او که نیازی به بندگی هیچ کس ندارد.

پ.ن : التماس دعا

جمعه 15 مهر 1390

خدایا دست تمنایم به سوی توست ...

نویسنده: بنده عاشق   


خدایا ...

کمکم کن، کمکم کن تا  بتوانم پنچره ی دلم را رو 


به حقیقت بگشایم...

پروردگارا 

یاریم کن که مرغ خسته دلم راکه دیری است دراین قفس زندانی 


است، درآسمان آبی عشق تو پرواز دهم...



 

 ای  خدای رحمان و رحیم

یاریم کن که شوق پروازراهمیشه درخود زنده نگه دارم ..... 


ای یاری دهنده در تاریکی و روشنی

توخود می دانی که بدترین درد برای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن

و رها شدن درگرداب فراموشی وسر درگمی است...

پس توای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم

تابتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقیقت هایی نزدیک ونزدیکتر

شوم....

 خدای بخشایشگر من

 مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای یک لحظه 


 آنچه باشم که در راه رضای تو باشد

آمین


جمعه 15 مهر 1390

نماز آخر ...

نویسنده: بنده عاشق   

امام سجّادعلیه السلام: إذا صَلَّیتَ فَصَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ


 هرگاه نماز میگزارى (چنان باش كه گویى) آخرین نماز را میخوانى

جمعه 15 مهر 1390

آری خطا از من است ...

نویسنده: بنده عاشق   

خطا از من است،


می دانم.

از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"،

اما به دیگران هم دلسپرده ام.

از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین"

اما به دیگران هم تکیه کرده ام.

اما

 رهایم نکن ...

كه

 بیش از همیشه دلتنگم ...

 به اندازه ی تمام روزهای نبودنم ...


سه شنبه 12 مهر 1390

سالروزی دیگر ...

نویسنده: بنده عاشق   

امروزم تولد بنده بود و یه سال دیگه از عمرمون گذشت.ان شاءالله از لحظه لحظه زندیگتون نهایت استفاده رو ببرید.

 کسى که توفیق توبه یافت

 از پذیرفته شدن آن محروم نگردد

ادامه مطلب

دوشنبه 11 مهر 1390

مناجات حضرت علی ...

نویسنده: بنده عاشق   

 

  « مناجات حضرت امیرالمؤ منین ( علیه السلام ) در مسجد کوفه  »  
 
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ
 
خدایا از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد كسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن كس كه دلى پاك به نزد خدا آورد

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً
 
و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگزد شخص ستمكار هر دو دست خود را و گوید اى كاش گرفته بودم با پیامبر راهى

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ
 
و از تو امان خواهم در روزى كه شناخته شوند جنایتكاران به سیما و رخساره شان و بگیرندشان به پیشانیها و قدمها

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیْئاً اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ
 
و از تو امان خواهم در آن روزى كه كیفر نبیند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى كیفر شود بجاى پدرش براستى وعده خدا حق است

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ
 
و از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد ستمكاران را عذرخواهیشان و بر ایشان است لعنت و ایشان را است بدى آن سراى

 

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَالاَْمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ

و از تو امان خواهم در روزى كه مالك نیست كسى براى كسى دیگر  چیزى را و كار در آن روز بدست خدا است

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ
 
و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگریزد انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش
براى هركس از ایشان در آن روز كارى است كه (فقط) بدان پردازد

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ یَوْمَ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدى مِنْ عَذابِ یَوْمَئِذٍ بِبَنیهِ وَصاحِبَتِهِ وَاَخیهِ وَفَصیلَتِهِ الَّتى تُؤْویهِ
وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمیعاً ثُمَّ یُنْجیهِ كَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى
 
و از تو  امان خواهم در آن روزى كه شخص جنایتكار دوست دارد كه فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش و همسرش و برادرش
و خویشاوندانش كه او را در پناه گیرند و هر كه در زمین هست یكسره كه بلكه او را نجات دهد،
هرگز كه جهنم آتشى است سوزان كه پوست از سر بكند
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى
 
مولاى من ... تویى سرور و منم بنده و آیا رحم كند بر بنده جز سرور او ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ
 
مولاى من اى مولاى من ، تویى مالك و منم مملوك و آیا رحم كند بر مملوك جز مالك ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزیزُ وَاَ نَا الذَّلیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلا الْعَزیزُ
 
مولاى من اى مولایم تویى عزتمند و منم خوار و ذلیل و آیا رحم كند بر شخص خوار جز عزیز ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى آفریدگار و منم آفریده و آیا رحم كند بر آفریده جز آفریدگار ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظیمُ وَاَ نَا الْحَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْحَقیرَ اِلا الْعَظیمُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم ناچیز و آیا رحم كند بر ناچیز جز بزرگ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعیفُ وَهَلْ یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلا الْقَوِىُّ
 
مولاى من اى مولاى من تویى نیرومند و منم ناتوان و آیا رحم كند بر ناتوان جز نیرومند ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِىُّ
 
مولاى من اى مولاى من تویى بى نیاز و منم نیازمند و آیا رحم كند بر نیازمند جز بى نیاز ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى
 
مولاى من اى مولاى من تویى عطابخش و منم سائل و آیا رحم كند بر سائل جز عطاكننده  ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَیِّتُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَیِّتَ اِلا الْحَىُّ
 
مولاى من اى مولاى من تویى زنده و منم مرده و آیا رحم كند مرده را جز زنده ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى
 
مولاى من اى مولاى من تویى باقى و منم فانى و آیا رحم كند بر فانى جز خداى باقى ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى همیشگى و منم زوال پذیر و آیا رحم كند بر زوال پذیر جز خداى همیشگى ؟

مَوْلا ىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ
مولاى من اى مولاى من تویى روزى ده و منم روزى خور و آیا رحم كند روزى خور را
جز روزى ده ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْبَخیلَ اِلا الْجَوادُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى سخاوتمند و منم بخیل و آیا رحم كند بر بخیل جز سخاوتمند ؟
 
مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى
مولاى من اى مولاى من تویى عافیت بخش و منم گرفتار و آیا رحم كند بر شخص گرفتار جز عافیت بخش ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْكَبیرُ وَاَ نَا الصَّغیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الصَّغیرَ اِلا الْكَبیرُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم كوچك و آیا رحم كند بر كوچك جز بزرگ ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ یَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى
 
مولاى من اى مولاى من تویى راهنما و منم گمراه و آیا رحم كند بر گمراه جز راهنما ؟
 
مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى بخشاینده و منم بخشش پذیر و آیا رحم كند بخشش پذیر را جز بخشاینده ؟

مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى سلطان و منم گرفتار آزمایش و آیا رحم كند به بنده گرفتار آزمایش جز سلطان ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّلیلُ وَاَ نَا الْمُتَحَیِّرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُتَحَیِّرَ اِلا الدَّلیلُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى دلیل و راهنما و منم متحیر و سرگردان و آیا رحم كند سرگردان را جز راهنما ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى آمرزنده و منم گنهكار و آیا رحم كند گنهكار را جز آمرزنده ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا الْمَغْلُوبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ
 
مولاى من اى مولاى من تویى غالب و منم مغلوب و آیا رحم كند بر مغلوب جز غالب ؟
 
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ
 
مولاى من اى مولاى من تویى پروردگار و منم پروریده و آیا رحم كند پروریده را جز پروردگار ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَكَبِّرُ
مولاى من اى مولاى من تویى خداى با كبریا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آیا رحم كند بر فروتن جز خداى بزرگمنش ؟

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ وَفَضْلِكَ
 
مولاى من اى مولاى من به من رحم كن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و كرم و فضل خود

یا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
 
اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

جمعه 8 مهر 1390

فردا ...

نویسنده: بنده عاشق   

دیروز گذشت ...

و من در پنجره اندیشه خویش به دیروز یا فردایم مینگرم.اما شاید بهتر باشد امروز را درک کنم.

امروز با آرزوهایی برای فردا و تجربه ای از گذشته.امروزی که خواهد گذشت.به راستی فردا افتخارات و حسرت هایم چه خواهند بود ...

گاهی فرداها برایم سوال بر انگیزند.از روی پوچ ها قدم بر نخواهم داشت.فردایی که خیال یا واقعیتی احتمالی نباشد.من به فردایی مینگرم که به من انگیزه و هدف می دهد.فردایی که از آن راه گریزی نیست ... در محضر کسی که در انتظار من است و دوست ندارم روسیاه پیشش بروم ...

هر لحظه ات را به فکر او و فردایت باش ...

پ . ن : این روزها دغدغه های فکری زیادی دارم که کمتر فرصت میکنم به وبلاگ سری بزنم اما سعی میکنم همراهان را تنها نگذارم.حق همیشه همراهتان

دوشنبه 4 مهر 1390

پشت پنجره ها ...

نویسنده: بنده عاشق   

 
 
باز کن...

پنجره ی عشق و امید را...

توکل کن...
...
به خدایی که همیشه هست...

ببخش...

کسانی که تو را رنجیده خاطر کرده اند...

بخند...

به همه زیبایی ها و زشتی های دنیا...

و ببین...

آرامشی را که از آن تو می شود ...

دوشنبه 4 مهر 1390

گم کرده ها ...

نویسنده: بنده عاشق   

خدایا

چه یافت آنکه تو را گم کرد

و چه گم کرد آنکه تو را یافت

...

 

یکشنبه 3 مهر 1390

The Time ...

نویسنده: بنده عاشق   

باید امشب بروم
.
.
.
رو به آن وسعت بی واژه كه همواره مرا می‌خواند!

یک بار به اخلاص بیا بر در ما
گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن !

یکشنبه 3 مهر 1390

تنهایی ...

نویسنده: بنده عاشق   

خدا تنها تنهایی است که تنها را تنها نمی گذارد… !

شاید هم تن ها را . گاهی دوست دارم تنها باشم تا در اوج خلوت خود

به خدا و خودم فکر کنم .حسی داشته باشم که در هیچ جمع بودنی نیست.

همه چیز سر جای خودش خوب است ...

 

یکشنبه 3 مهر 1390

تکلیف!!!

نویسنده: بنده عاشق   

خداوند در قرآن کریم میفرماید:

«یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ... »؛ خدا هیچ کس را جز به اندازه وسعش مکلف نمی کند نیکی های هر کس ازآن ، خود اوست و بدی هایش از آن خود اوست

خوب تکلیفمون که مشخص شد.دستورات خدا جز اونچه واقعا توانایی و طاقت انجام اون رو نداریم.یادمون باشه یکی از راههای شیطان سستی ما در عبادت به بهانه سختی و راحت طلب کردن ماست.اینا رو با هم اشتباه نگیریم بریم سر زندگی !!!

و او پیمانی بسته بود.پیمانی برای نزدیکی به خدا.تلاشش را زیاد کرذ.هر روز بیشترمیخواند .سعی داشت بیشتر بفهمد.میخواست استعدادهایش را شکوفا کند.هرچه میگذشت احساس میکرد پیشرفت بیشتری کرده است.او هوش زیادی داشت.همه میگفتند استعدادش خوب است.دیگر دوست نداشت عمرش را تلف کند.میخواست پیش برود.پیش خدا کسی باشد.مانند گذشته شرمسار نگردد.راه را فهمیده بود.پیش خدایی که کسانی که میدانند و نمیدانند یکسان نیستند.بر عبودتش افزود.دوست داشت خوب باشد.هر روز در سخنان خدا و بزرگان اندیشه بسیار میکرد تا بالا رود.اینبار فقط پیش خدا.دیگر حرفهای این و آن برایش مهم نبود.خدمت به خلق را خدمت به خدا می دید.اما برای کسی بندگی نمیکرد.زیرا او آزاد بود.از زخم زبان های این و آن نمیترسید.هرچه پیش میرفت به عظمت راهی که انتخاب کرده بود بیشتر ایمان میآورد. دینی که روزی آن را نمی فهمید. و چه ساده ازآن میگذشت.هرچه پیش میرفت میفهمید که هیچ نفهمیده است.هر دستور ساده هزار دلیل پیدا میکرد.دیگر غروری نداشت.او در راه برداشتن موانع نزدیکی اش به خدا بود.میخواست به آنچه باید باشد برسد.خدا در این راه یاورش بود.

از یاد نبرده بود که هر چه پیش میرود و نزد خدا بالاتر میرود فتنه ای سخت تر در پیش رو دارد.آزمونی سنگین تر که باید شایستگی خود را در آن نشان دهد.

دوست نداشت به عقب برود.میدانست توقف و بازگشت یعنی یک جای کار میلنگد.

 توکلش بر خدا بود میدانست نباید از امید خدا ناامید شود.شهوت ، بخل ، حسد ، برتری جویی ، مقام ، نژاد طلبی ،قوم گرایی ، شهرت ، شک ، تقابل رخ دادها... و هر آنچه روزی ضعفش بود نقطه بزرگی در امتحان هایش بود.نبردی سهمگین با نفس اماره میدانست هرچه بیشتر پیش میرود انتخاب هایش سخت تر است. نیاز به توکل و بندگی بیشتری دارد.باید بیشتر مواظب کارهایش باشدد.بیشتر نیکی میکرد.میخواست به ایمان برسد.

در این راه یک جمله همیشه در یادش بود ...

من به سوی کسی قدم بر میدارم

 که تنها یاور و پشتیبان من در این راه است ...

یاوری مطمئن و توانا

شنبه 2 مهر 1390

نویسنده ما چه شد !!!!

نویسنده: بنده عاشق   

خبر جدید: ایشان وبلاگ جدیدی تاسیس نموده اند و در آن فعالیت میکنند.متاسفانه آدرس آن را ندارم.اگر مایل به لینک شدن در این وبلاگ بودند و آدرس آن را برای ما فرستادند ایشان را لینک خواهم نمود.با تشکر از همه شما عزیزان

دوست عزیزی که با نام نویسندگی adi -zebel در این وبلاگ فعالیت میکرد ما را ترک نموده است.ایشان مشکلاتی از سوی گروه قبلی خود برای ترک  این وبلاگ و پیوستن به گروه قدیمی داشتند.مدیریت وبلاگ از تمامی همراهان و نویسندگان عزیز به هر قیمتی حمایت خواهد کرد و حذف خود به خاطر خطری برای وبلاگ دلیل موجهی برای رهایی از تصمیم مقدس شما نیست.دوست ندارم افکار منفی در این وبلاگ که هدف آن همراهی همیاری و همکاری همه ما در پیمودن راهمان به سوی خداست به ذهن کسی خطور کند. امروز با دیدن صحنه نبودن اسم ایشان در لیست نویسندگان و مشکلات ویرایش پست قبلی خودم  کمی نگران شده ام.هک وبلاگ با یوزر هرکدام از نویسندگان حتی خود بنده یکی از آنهاست.از ایشان خواهش دارم در نظرات همین پست یا ایمیل اگر موضوع خاصی وجود دارد آن را به صورت خصوصی یا علنی شرح دهند .به دلیل هدف متعالی افرادی که تقاضای نویسندگی در وبلاگ را دارند امکانات کاملی به نویسندگان داده میشود که اگر موضوع هک هم باشد اقدامات لازم صورت پذیرفته است و جای نگرانی نیست.همچنین نسخه پشتیبان از همه مطالب گرفته شده است.در پناه حق باشید.

شنبه 2 مهر 1390

کاش مثل او صادق باشیم ...

نویسنده: بنده عاشق   

و باز تکرار شد ...

روز جدایی گل بهاری دیگری  در پاییز روزگار.

گلی که قبل از چیده شدن با زهر پژمرده گشت

روزی که پیشوای شیعیان چشم از جهان فروبسته است

شهادت ایشان را به همه مسلمانان جهان خصوصا آنهایی که سعی در شناخت او داشتند و همچنین به طور خاص خدمت مولای متقیان حضرت مهدی (عج) و همراهان او در این وبلاگ تسلیت عرض مینمایم.

(ویرایش :مشکلات ویرایشی بسیاری در این پست پیش آمده بود که با دیدن آنها تعجب زیادی کردم از همه دوستان پوزش میخواهم شاید کم دقتی اینجانب بود شاید هم مشکل نرم افزاری.اما گله من از بازدید کنندگان محترم !هیچ یک از دوستان حتی نویسندگان محترم تذکر خاصی ندادند.مهم اصل مطلب است اما ظاهر نیز اهمیت دارد.در راستای بهبود مطالب وبلاگ خواهشمند هستم که نظرات موشکافانه خود را با ما در میان بگذارید.این وبلاگ متعلق یه تمامی شما عزیزان است و هر کدام از شما میتواند برای ارسال انتقاد ، پیشنهاد و یا ویرایش  درج و حذف! مطلب و یا نویسندگی در آن با بنده تماس برقرار کند.در پناه حق همواره موفق باشید )

عشق اگر وجود داشته باشد
اولویت اول زندگی آدم می شود
پس ...
نگو عاشق خدایی
وقتی گاهی می آید که به فكر همه هستی
جز او ...

free counters

پندهایی از مولا علی (ع)

شفقت با مردم ، احترام به والدین ، دلجویی از غریبان ، تفکر در امور ، اندازه در معاش ، تقدم بر سلام ، شکر بر نعمت ، ادب در کلام ، مصاحبت با نیکان ، عطا در مقام ، پرهیز از خشم ، پایداری در حوادث ، دوری از کبر ، ایثار بر مساکین ، توکل در امور ، ملایمت با جهال ، اصرار در اطاعت ، مخالفت با نفس ، راستی در گفتار ، نظافت در پوشش ، خدمت به خلق ، خوشرویی با عیال ، سرعت در خیر ، جوانمردی با مغلوب ، تأمل در جواب ، قصور در شهوت ، امداد بر مظلوم ، عیادت از مریض ، صبر در مصائب ، سعی در اخلاص ، اجتناب از غیبت ، دوری از بخل ، دادرسی در قضا ، عفو با قدرت ، تعطیل در انتقام ، اکرام بر میهمان ، نوازش بر ایتام ، استقامت در کار ، عطا در مقام

نویسندگان

نظرسنجی

    هدیه تو به خود ، خدا و امام زمانت چیست؟(قولیست بین تو به هر کدام از آنها که بخواهی){انتخاب چند گزینه نیز ممکن است}










  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


design : imjava